تکنولوژی جدید

فناوری جهانی

 
سرگذشت یک پرواز: داستان پاناسونیک
نویسنده : شهاب شفیعی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
 

پاناسونیک که پیش از این با نام شرکت الکتریکی و صنعتی ماتسوشیتا شناخته می‌شد، یک شرکت چند ملیتی واقع در کادوما، اوساکا ژاپن است. فعالیت اصلی این شرکت در زمینهٔ ساخت لوازم الکترونیکی و تولید فرآورده‌هایی زیر نظر چندین نام مختلف شامل پاناسونیک و تکنیکز است. پاناسونیک از زمان تأسیس در سال ۱۹۱۸، به رشد خود ادامه داد و به بزرگترین شرکت تولیدکنندهٔ لوازم الکتریکی در ژاپن تبدیل شد.


در 27 نوامبر سال 1894 میلادی در دهکده ای به نام واسامورا در نزدیکی شهر اوزاکا (ژاپن) به دنیا آمد. ماتسوشیتا فرزند کوچک خانواده ده نفری خود بود.پدرش مالک موفقی بود، اما هنگامی که کونوسوکه ۶ سال داشت،در اثر احتکار در بازار برنج ورشکسته شد.

9 ساله که بود چون خانوده اش توان نگهداری او را نداشت به ناچار زادگاه خود را ترک کرد و برای کار به اوزاکا رفت و در ابتدا بعنوان شاگرد در یک کارگاه منقل سازی مشغول به کار شد. پس از آن برای یک دوچرخه ساز کار کرد و اولین تجربه اش را در کار ماشین آلات کسب نمود. چنان چه خودش بعدها اشاره کرد کار در مغازه های کوچک باعث شده  تا مفهوم تجارت را به خوبی درک کند و بفهمد بازار چگونه کار می کند و شخصیتش به گونه ای شکل گرفت که به راحتی می توانست با مشکلات مربوط به خرده فروشان و تولیدکنندگان روبه رو گردد.

احداث روشنایی برق خیابان ها و تراموا در اوزاکا، ماتسوشیتا را به قدری مجذوب خود کرد که در سال 1910 ،درسن ۱۵ سالگی به عنوان سیم کش (کمک تکنسین برق) در شرکت روشنایی برق اوزاکا مشغول به کار گردید. علاقه او به برق موجب شد دانش تجربی اش را در زمینه ی مهندسی برق از طریق گذراندن دوره های شبانه تکمیل نماید.پس از ابداع نوعی سوکت جدید و مخالفت کارخانه با کمک به تولید انبوه آن در صدد استقلال کاری بر آمد و این امر موجب شد پس از 7 سال کار آنجا را رها سازد و با کمک همسر و برادر همسرش (توشیو ایو نوس شرکت سانیو) شرکت برق ماتسوشیتا را با 100 ین سرمایه تاسیس و کار را در آپارتمانش شروع  نماید.

به دلیل فقر و بیماری و نداری، ماتسوشیتا در ۲۷ سالگی خود، تمام اعضای خانواده خود را از دست داده بود. این سالها همراه با ابتلاء وی به نوعی بیماری ریوی بود که تا پایان عمرش گریبان گیر او بود.

کونوسوکه ماتسوشیتا

کونوسوکه ماتسوشیتا  (KONOSUKE MATSUSHITA)که در ژاپن به عنوان پدر مدیریت شناخته شده است، مؤسس شرکت ماتسوشیتا الکتریک (ناسیونال) و رئیس مؤسسه ی پی اچ پی می باشد.

در ابتدای فعالیت کاری مستقل خود  به تولید دوشاخه و پریز برق پرداخت که بعنوان اولین تجربه، فروش خوبی برایش در پی داشت.

اما کونوسوکه موفقیت واقعیش را هنگامی به دست آورد که تکنولوژی نیروی باتری توسعه پیدا کرد و او اقدام به تولید و فروش لامپ دوچرخه با مارک ناسیونال نمود. این کار اولین موفقیت او بود ولی طی سال های دهه ۱۹۲۰ موفقیت های بسیار کسب کرد. وی کالاهای برقی دیگری نیز مانند اتو و رادیو تولید کرد.

اوضاع کار به خوبی برای ماتسوشیتا و شرکت او که در ابتدای تاسیس شرکت کوچکش جز همسر و بردار همسرش یاوری نداشت پیش می رفت و به زودی وسعت خوبی یافت،اما در زمان رکود بزرگ اقتصادی در ژاپن، شرکت ماتسوشیتا الکترونیک تحت فشار قرار گرفت و با کاهش شدید تقاضای خرید، با ضربه ی شدیدی مواجه شد. ماتسوشیتا این بار نیز با تدبیرومدیریت خوب توانست  کارمندانش را متقاعد سازد تا به جای اخراج آن ها، دستمزد را کاهش دهد و تلاش برای تولید را دوبرابر کنند.اکنون دیگرعزمی راسخ برای رسیدن به قله های موفقیت در بین کارکنان شرکت مانند یک خانواده ایجاد شده بود.

 وضعیت شرکت به زودی بهبود یافت و روند روبه رشد خود را دوباره از سر گرفت.

در خلال جنگ جهانی دوم ماتسوشیتا نیز مانند دیگر سازندگان کالاهای برقی و الکترونیکی درگیر تولیدات زمان جنگ شد. در نتیجه پس از شکست ژاپن و اشغال کشور توسط نیروهای بیگانه، ماتسوشیتا توسط ژنرال داگلاس مک آرتور که رئیس نیروهای اشغال گر بود، تحریم شد. او از ریاست شرکت کنار گذاشته شد و شرکت به سمت ازهم پاشیدگی رفت، لذا اتحادیه با مدیریت وارد مذاکره شد و عریضه ای با امضای بیش از ۱۵هزار نفر از کارگزاران ماتسوشیتا تهیه گردید که در آن بازگشت ماتسوشیتا به مقام اولیه اش تقاضا شده بود. این عریضه باعث شد ماتسوشیتا به عنوان مدیر اجرایی شرکت باقی بماند و اختیاراتش به او بازگردانده شود. اما با این وجود او تا سال ۱۹۵۱ فعالیت هایش را با محدودیت های قانونی انجام می داد. تا این که در سال ۱۹۵۱ جنگ کره بروز کرد و این بدان معنی بود که در آمریکا به کالاهای الکترونیکی ژاپن نیاز فوری بود. لذا محدودیت ها برای ماتسوشیتا برداشته شد.

ماتسوشیتا سریعاً تولید را بالا برد و در جست وجوی بازار جدید، به خصوص در آمریکا بود. از آن جایی که ارتباط او با دیگر شرکت های ژاپنی ممنوع بود، در سال ۱۹۲۵ قراردادی با یک تولید کننده ی لوزام الکترونیکی در آلمان به نام فیلیپس امضاء نمود و کارش را از تولید رادیو، به تولید بسیاری از کالاهای برقی مورد نیاز مشتریان، مانند: ماشین لباس شویی، یخچال، جاروبرقی، اجاق برقی، اتو، آب گرم کن و پس از آن ها تلویزیون توسعه داد. در ابتدا هزینه های کم نیروی کار در ژاپن به ماتسوشیتا امکان رقابت در بازار جهانی را می داد ولی هنگامی که دست مزدها رو به افزایش گذاشت، او یکی از پیشگامان ژاپنی در انتقال تولید به آسیای جنوب شرقی بود. پس از رفع محدودیت های مالی، ماتسوشیتا با خرید بیشترین سهام اصلی شرکت های دیگر ژاپنی حتی در صنعت های دیگر، عرصه ی فعالیت هایش را توسعه داد.

در سال 1932 در سالگرد تاسیس شرکت ضمن برشمردن ماموریت شرکت یک برنامه بلندمدت 250 ساله را که شامل 10 برنامه 25 ساله برای 10 نسل کاری بود اعلام داشت و ماموریت حقیقی شرکت ماتسوشیتا الکتریک را تولید بی انتهای کالا به فراوانی آب آشامیدنی و دراختیار گذاشتن آن برای مردم به ارزانی آب آشامیدنی دانست. او معتقد بود از این طریق فقر برچیده می شود.

ماتسوشیتا در سال ۱۹۷۳ بازنشسته شد و به عنوان مشاور مخصوص به کار خود ادامه داد. از آن به بعد بیشتر کارهای او به امور خیریه اختصاص یافت.

سرانجام در 27 آوریل 1989، کونوسوکه ماتسوشیتا، پایه گذار شرکت پاناسونیک، در سن 94 سالگی و پس از یک عمر خدمت به جامعه جهانی دار فانی را وداع گفت.

panasonic

نام شرکت از اول اکتبر 2008 به شرکت پاناسونیک (پاناسونیک کورپوریشن) تغییر یافته و محصولات تجاری شرکت تحت نام یکپارچه "پاناسونیک" ارائه می شود. پیش از این، شرکت پاناسونیک با عنوان محصولات الکتریکی ماتسوشیتا (ماتسوشیتا الکتریک وُرکس) نامیده می شود.

سخت کوشی، فروتنی و شیوه‌های جدید مدیریتی ماتسوشیتا باعث شد که در طی 72 سال از تأسیس کارخانه ماتسوشیتا، محصولات این کارخانه (پاناسونیک) برای تمام مردم دنیا شناخته شده باشد و کمتر سازمانی در طول عمر خود به موفقیت‌هایی که کارخانه ماتسوشیتا دست یافت، دست یافته باشد. در این سالها، او نه تنها شرافت و بزرگی خانواده را باز گرداند، بلکه جلال و شکوه اقتصادی و اجتماعی گذشته را پشت سر گذاشت. ثروت او چنان فزون شد که مقایسه دارایی‌های وی با پدر یا پدربزرگ وی بی‌معنی بود.

زندگی ماتسوشیتا مانند زندگی افسانه‌ای پریان بود که به حقیقت می‌پیوست. در حقیقت زندگی وی شبیه به قطار تندرو شهر بازی بود که با سرعت به قله می‌رسید و با شتاب در سرازیری قرار می‌گرفت. کودک تهی دست سالهای 1899 به جایگاهی رسید که در پایان عمر خدمات نیکوکارانه وی بالغ بر 276 میلیون دلار شد.

امــروزه شرکت ماتسوشیتا الکتریک و شاخه های آن ناسیونال پاناسونیک تکنیک ، پس از گذشت نزدیک یک قرن با 200 هزار کارمند در بیش از 100 کشور جهان و فروش سالانه 35 میلیارد دلار از بزرگترین شرکتهای صنعتی و تجاری در سطح دنیاست. آیا راز این موفقیت عظیم را تنها باید در همت والای فردی دانست که در کوچکی پدر و مادر و برادران خود را از دست داده و از بیمـاری رنج آور تنگی نفس رنج می برده و به دلیل شرایط سخت معیشتی در 9 سالگی مدرسه را رها ساخته و به کار شاگردی روآورده و در ابتدای تاسیس شرکت کوچکش جز همسر و بردار همسرش یاوری نداشته جستجو کرد یا باید در طرزتفکر و آرمانها و بنیادهای فکری او یافت که خوشبختانه با تنظیم و عرضه مکتوب آنها از این جهت نیز کاری بس شایسته سپاس انجام داده است.

یک درس:

ماتسوشیتا شنیدن داستانی را در اوایل بیست سالگی یعنی زمان شروع کارش به صورت سازمانی مهم ترین و با ارزش ترین درس تجارت خویش می داند. او داستان را چنین نقل می کند:

«داستان مربوط به یک شیرینی پزی بزرگ بود. این مغازه محصولات مرغوب و گران قیمتی تولید می کرد که فقط خانواده های مرفه شهر مشتریان آن بودند. روزی مردی فقیر و ژنده پوش به این مغازه مراجعه کرد تا یک منجو (نوعی کلوچه ی مربایی ژاپنی) بخرد. ورود این مرد به چنین مغازه ای عجیب و غیرمنتظره بود. شاگرد مغازه مردد بود که چگونه منجو را به او بدهد، اما. بالاخره تصمیم گرفت که آن را به شکل معمولی بسته بندی کرده و تحویل دهد. در همین اثنا صاحب مغازه جلو آمد و او را از این کار بازداشت و گفت: اجازه بده، این کار را من انجام بدهم. صاحب مغازه شیرینی بسته بندی شده را شخصاً به مشتری خود تحویل داد و در حالی که پول را تحویل می گرفت، مؤدبانه در برابر او تعظیم کرد و با نزاکت تمام از او به خاطر خرید از این مغازه تشکر کرد. شاگرد مغازه که از دیدن این صحنه متحیر شده بود، پس از رفتن مشتری بلافاصله از کارفرمای خود پرسید: چرا شخصاً برای این مرد نقش فروشنده را برعهده گرفتید در حالی که قبلاً هرگز چنین نمی کردید؟ صاحب مغازه با خون سردی گفت: بله، اما این شخص مشتری ویژه ای بد و ما از این که او به مغازه ما آمده بود، باید قدردانی می کردیم. اگرد ساده ی مغازه که هنوز در بهت بود، پرسید: آقا، ایشان چه خصوصیت ویژه ای داشتند در حالی که مشتریان ما معمولاً از افراد سرشناس هستند. صاحب مغازه با خنده و در کمال آرامش پاسخ داد: خرید محصولات ما توسط افراد سرشناس غیرعادی نیست، اما آن مرد آن چنان مشتاق خرید منجو بود که شاید تمامی پولی را که داشت برای خرید فقط یک شیرینی خرج کرد. آیا نباید نسبت به چنین فردی که با این همه اشتیاق مغازه ی ما را برای خرید انتخاب کرده است، قدرشناس تر باشیم؟ به این دلیل تصمیم گرفتم، شخصاً به او سرویس بدهم و به عنوان یک فروشنده هیچ صحنه ای نمی تواند در حد تحسین سلیقه ی مشتریان و حمایت آنان، مرا خشنود کند.

ماتسوشیتا می گوید: وقتی که برای اولین بار این داستان ساده و آموزنده را شنیدم، احساس کردم، درس مهمی از تجارت آموخته ام. در واقع آن شیرینی پز لذت واقعی تجارت را می دانست. برای او ارزش مشتری به موقعیت اجتماعی و یا حتی میزان خرید او بستگی نداشت. بالاترین خشنودی یک مدیر آن است که هر موقعیتی را برای برآورده ساختن نیاز مشتریان خود غنیمت شمارد. و اضافه می کند: «به اعتقاد من برخورداری از حسّ حق شناسی نه تنها در تجارت بلکه در زندگی نیز ضروری است. افرادی که نسبت به خداوند، به نعمت های طبیعت، همسایگان و به اجداد خویش احساس حق شناسی دارند، از امتیاز احساس لذت حقیقی در زندگی و کار در این جهان برخوردار شده اند. وقتی که مهربانی را ارج می نهند، قطعاً مفهوم برادری جهانی را نیز درک می کنند».